جدیدترین اخبار
بسم تعالی
ریاست محترم شوراشهر ساری
با سلام و احترام از آنجایی که شهروندان و بعضی از بازیکنان تیم فوتسال شهروند ساری و هواداران در خصوص میزان هزینه شهرداری ساری و نحوه پرداختی سوالاتی دارند.لذا خواهشمنداست به استناد قانون شورا از شهرداری ساری خواسته شود تا به سوالات ذیل پاسخ دهدو ازنتیجه آن این جانب و اعضای دیگر شورا مطلع فرمایند
1.میزان و نحوه هزینه شهرداری برای تیم فوتسال شهروند درسال گذشته به تفکیک خصوصا پرداختی به بازیکنان؟
2.مجوز ومحل ردیف اعتباری؟
3.میزان و نحوه هزینه درسالجاری؟
4.هزینه سرمربی درهتل اسرم ساری؟
5.با توجه به اینکه 40درصد سهام مجتمع دنیای آرزو متعلق به شهرداری میباشد مقدارو نحوه ومجوز مجدداسپانسری این مجتمع برای تیم شهرونداعلام شود
باتشکر
محمدی کیادهی
عضوشوراشهرساری

پس از حضور مداوم و داوطلبانه در جبهه هاي حق عليه باطل در غرب و جنوب كشور سال 1361 در جبهه كوشك شلمچه با اصابت تركش توپ دشمن به درجه جانبازي نائل شدم. البته در مقابل جانبازان سرافراز 70% شيميايي و قطع نخاعي من جانباز 30% اصلا به حساب نمي آيم كه بخواهم خودم را هم رده آنان قرار دهم در هر صورت صحنه جانبازي من اينگونه بوده است.
من بعنوان فرمانده گروهان شهيد آيت از گردان صاحب الزمان كه فرماندهي گردان به عهده شهيد مزدستان قائمشهري بوده است انجام وظيفه مي كردم . شهيد مزدستان مرا به همراه معاون گروهان كه شهيد محمد باقر مهاجر دارابكلايي بود احضار كرد و در ستاد فرماندهي گردان جلسه اي برگزار كرد و گفت مي دانيم كه گروهان شما يكي از گروه هاي بسيار قوي و عملياتي است ( به خاطر وجود نيروهاي زبده و ورزشكار ) و دستورالعمل جديد اين است كه ما در مناطق مختلف براي فريب دشمن نياز به تك هاي چريكي داريم تا بدين وسيله دشمن گيج شود و متوجه نشود از چه ناحيه اي ما قصد عمليات اصلي را داريم . پس از توجيه مراحل عمليات و بازخواني نقشه و مذاكرات محرمانه مقرر گرديد همان شب اين عمليات انجام شود. و من كه يك گروهان 100 نفره را داشتم 22 نفر از زبدگان را با همفكري شهيد محمد باقر مهاجر معاون گروهان انتخاب كرديم و بچه ها فوق العاده خوشحال بودند كه پس از يك ماه در عمليات مهم شركت مي كنند و جدا از سنگر بچه هاي گروهان جلسه توجيهي با اين عزيزان را برگزار كرديم و همگي مجهز به تيربار و آرپي چي و كلاش و چند ژ3 با مهمات فراوان شديم و منطقه عملياتي ما در عمق 1000 متري مرزبه عرض 500 متر با دشمن عراقي بود چون در عرضي ديگر گروهان هاي ديگر هم عمليات مشابه داشته اند خلاصه ساعت 1 بامداد آماده حركت شديم و يك ساعت هم وقت داشتيم تا در جايگاه تعيين شده آماده باشيم و ساعت 2 نيز عمليات را انجام دهيم . عمليات ما شامل رگبار با كلاش و ژ3 و آرپي چي و تك تيراندازي و خمپاره 60 بود واقعا شب به يادماندني بود بچه ها فوق العاده روحيه داشتند.
ما مي بايست پس از عمليات سريع به عقب و سنگرهاي اصلي خودمان برگشت مي كرديم. جالب اينكه برادرم تقي محمدي كيادهي كه در ايتاليا مشغول تحصيل بوده و با نامه من براي دفاع از كشورمان به جبهه آمده بود با اعتراض شديد گفت تو مرا از ايتاليا آوردي و چند عمليات رفتي و مرا نبردي امشب بايد با شما بيايم طوري صدايش را بلند كرده بود كه براي ساكت كردن او ناچار شدم بگويم برو سريع آماده شو با ما بيا و اين تصميم ده دقيقه تاخير در برنامه ما ایجاد کرد و ما سر ساعت در عمق يك كيلومتري دشمن نفوذ كردیم و پس از دريافت دستور عمليات برنامه هارا طبق برنامه انجام داديم و سريع به عقب برگشتيم بدون اينكه هيچ تلفاتي داشته باشيم . فقط من متوجه شدم تيربارچي ما پايش به موانع طبيعي زمين برخورد كرد و افتاد و من براي كمكش سريع اورا بلند كردم و رفتم تيربار را بگيرم از ناحيه مگسگ و لوله شليك با دست چپم تيربار را گرفتم چون تعداد زيادي تير از تيربار شليك شده بود لوله آن معمولا داغ مي شود و دست من از ناحيه كف طوري سوخت كه پوست آن كاملا خشك شد . در نهايت وقتي به سنگر اصلي برگشتيم آقاي مزدستان براي خسته نباشيد آمد و مرا به كناري كشيد و گفت مي توانيد سريع يك عمليات ديگر در عرض بغل دستي انجام دهيد. گفتم ما تا سپيده صبح آمادگي هر عملياتي را داريم و حتي در طول تمام روز دوباره به سنگر فرماندهي رفتيم و خيلي سريع مارا توجيه كرد و بچه ها را مجددا جمع كرديم براي توجيه باز هم بچه ها خوشحال بودند من دایره اي 23 نفره براي توجيه و تحويل مهمات و سلاحهايي كه آقاي مزدستان آماده كرده بود تشكيل دادم در حال صحبت بوديم كه ناگهان خمپاره توپ دشمن درست در وسط جمع ما منفجر شد و من همين مقدار يادم مي آيد كه آقاي ناصر مستشرق كه آرپي چي زن ما بود خرج آرپي چي او آتش گرفت و ديگر چيزي نفهميدم و بيهوش شدم . اين خمپاره توپ دشمن 5 نفر از جمله معاون گروهان من آقاي محمد باقر مهاجر را به شهادت رساند و 8 تن نيز مجروح شده بودند . من زماني بهوش آمدم كه ديدم از درد ، پشتم مي سوزد و اصلا نمي توانم صحبت كنم و داخل آمبولانس و جاده خاكي بالا و پايين مي شوم . بالاي سرم حاج يوسف مهدوي سقنديكلايي كه معاون گردان بود حضور داشت و مرا دلداري مي داد و دوباره بيهوش شدم و زماني باز به هوش آمدم كه در بيمارستان آبادان بودم. در آنجا بغل سمت چپ مرا شكافتند و با لوله خونهايي كه در ريه و شكم من جمع شده بود خارج كرده و چست تيوپ( وسيله پزشكي) را به بدن من وصل كردند تا خونهاي بعدي هم داخل كيسه شود. چندين تركش كوچك به دست و پايم اصابت كرده بود كه بزرگترين تركش دو عدد به اندازه حبه قند از دنده هاي پشت به داخل ريه من گير كرده بود و موجب پارگي ريه و عضلات شده بود طوري كه تنفس من از راه بيني كاملا قطع شده بود و از دنده هاي پشتم به خارج تنفس مي كردم چند ساعت اوليه تنفس از راه حلق و بيني ام انجام نمي شد بهمين دليل تارهاي صوتي من كاملا از بين رفته بود و ديگر صحبت هم نمي توانستم انجام دهم رابطه تنفس با صوت يك رابطه صد در صد است و البته از معجزات خداوند .
سرانجام ما را از بيمارستان آبادان به فرودگاه اهواز آوردند فرودگاه از مجروحان پر بود شايد بالاي دويست نفر همانطور روي زمين با برانكارد بدون برانكارد بودند و همه منتظر هلي كوپتر حمل مجروحين ( c130) بودند تا به نوبت آنها را به بيمارستانهاي كشور تقسيم کنند . من آنقدر درد داشتم كه حد نداشت و از طرفي نمي توانستم صحبت كنم و افرادي كه مراقب مجروحين بودند را صدا كنم فقط سرم را اينطرف و آنطرف مي كردم و هربار فردي را چند متر آنطرفتر كه شباهت عجيبي به برادرم داشت مشاهده مي كردم بعدا فهميدم او برادرم بود كه همان شب به همراه ما مجروح شده بود و نهايتا ما را با هلي كوپتر به بيمارستان سعادت آباد تهران آوردند و مدت دو ماه آنجا بستري بودم . تارهاي صوتي من به حالت اوليه برنگشته بود و حتي دكترها گفته بودند شايد هم برگشت صدا نداشته باشيد ولي به خواست خداوند پس از چندين ماه صوت من از اول هم بهتر شد. در آخرين معالجه ام در تهران براي بيرون آوردن تركش در ريه كه نزديك قلبم بود بايد به آلمان اعزام مي شدم و با اين ديدگاه كه چرا براي مثل من بايد هزينه مملكت خرج بشود از اعزام به آلمان خودداري كردم . اكنون پس از 32 سال از آن واقعه اين دو تركش همانند رفيقم در ريه من وجود دارند و انشالله مدرك من در آن دنيا خواهند بود. عليرغم مشكلات در ريه ام باز هم خدا را شكر كه با ورزش او را همراه خودم كردم. شرح عکس :ایستاده از چپ به راست:شهید اندرخورا-مرحوم علیزاده-میری بهشهر-حیدر پور-هادی زاده نشسنه از چپ به راست:جانباز ناصر مستشرق-شهید حجت مستشرق-جانباز محمدی کیادهی .
یاد داشت آقای محمدی کیادهی
با توجه به اینکه اکثر موکلین و شهروندان پس از هر جلسه شورااز من در مورد موارد مطروحه در جلسه شورا سوالاتی می کنند و از طرفی پس از پاسخ متوجه می شوم که بعضی از نکات برای همشهریان مبهم و سوال برانگیز است.لذا به این نتیجه رسیدم که از این طریق و از سایت خودم اطلاع رسانی کنم.گرچه این وظیفه سخنگو یا رییس شورا شهر می باشد و سایت شورای شهر هم آنچه در صحن شورا می گذارد را منعکس نمی کندلذا فکر میکنم این نوشتار که به صورت گزارش به سبک خودم می باشد مفید باشد.در این گزارش سعی می کنم اتفاقات و مصوبات و حاشیه های انرا تا جایی که قانون به من اجازه می دهد را منعکس کنم که هم جنبه اطلاع رسانی داشته باشد و هم جنبه اموزشی تا شهروندان بدانندنمایندگان آنان در شورا چه می کنند.
چهارشنبه 25/6/1394 ساعت 16 جلسه شماره 138 شورای شهر بصورت عادی قبل از ورود به موضوع باید عرض کنم طبق قانون جلسات عادی شورا هر ماه 2 بار باید تشکیل شود و شورای شهر نیز بنا بضرورت می تواندجلسات فوق العاده هم در طول ماه هم داشته باشد .لذا عنوان جلسه عادی یا فوق العاده در صدر این یاد داشت بدین صورت می باشد.البته اعضای شورا برای شرکت در جلسات شورا حق الجلسه می گیرند که در فرصت مناسب فرمول انرا خواهم گفت.
جلسه شماره ابتداء تلاوتی قران قرائت شد و رییس شورا با تشکر از اعضا ء و اعلام غیبت موجه یکی از اعضای شورا رسمیت جلسه را اعلام کرد و در مورد تشکیل جلسه مشترک با نمایندگان و فرماندار و شهردار و اعضای شورای شهر با حضرت آیت الله طبرسی نماینده محترم ولی فقیه و امام جمعه ساری در دفتر ایشان در روز جمعه خبر داد(البته این جلسه بعدا بهم خورد.)و تشکیل کمیسیون های جدید و انتخاب هیات رییسه را هم اعلام کرد البته گفت دو کمیسیون هنوز هیات رییسه را اعلام نکر ده اند که بلافاصله به ایشان گوشزد شدکه دو کمیسیون هم تشکیل هیات رییسه داده اند.(ظاهرا رییس در جریان قرار نگرفته بود)
و همچنین به اقای محمدی کیادهی (خودم)هم بخاطر انتخاب مدیر نمونه و پاسخگو از طرف خبر گزاری مهر و ارشاد اسلامی مازندران و همچنین انتخاب باشگاه استقلال ساری بعنوان باشگاه برتر استان را تبریک گفت و برد تیم شهروند را هم به اقای نجاریان تبریک گفت و به آقای ذلیکانی هم بخاطر انتخاب در هیات مدیره تیم فوتبال جوان ساری (صنعت سابق)تبریک گفت.
جلسه وارد شور شد.اولین مصوبهمربوط به پیش نهاد شهرداری برای افزایش قیمت پارک خودرو در پارکینگ بود که از 500 تومان به 1000 تومان.کارواش شهرداری از 5000 تومان به 10000 تومان و پاکبان 500 تومان بود که این طرح با یک رای مخالف که خودم بودم بتصویب رسیددلیل مخالفت من این بود که وسط سال ما نمی توانیم افزایش داشته باشیم چون پیمانکاران با همان قیمت قبل برنده شده اند و این از نظر حقوق اشکال دارد.
دومین مصوبه مربوط به پیش نهاد شهرداری مبنی به کمک بلا عوض به حسینیه میر سر روضه واقع در خیابان فرهنگ به مبلغ ده میلیون تومان بود که بدون رای مخالف به تصویب رسید.
سومین مصوبه مربوط به دوتن از شهروندانی بود که خودرو انان در اثر توفان شدید دچار خسارت شدو شهرداری پیش نهاد کرد که خسارت انان پرداخت شودو این مصوبه به شهرداری برگشت داده شد تا مشخص کند چه تعداد از خودرو خسارت دیده اند و علت خسارت چه بوده و در نهایت وقتی شهروندانبیم مسئولیت از طرف شهرداری شده اندچرا خارج از ان باید شهرداری خسارت بدهد.(لازم به ذکر است کلیه شهروندان توسط شهرداری در حوادث بیمه مسئولیت هستند)
چهارمین مصوبه مربوط به شهروندی که در پاسازمتعلق به شهرداری در میدان شهدا بود که شهرداری با این شخص دچار مشکل حقوقی شده است و چون ماهیت کار جنبه فنی داشت مقرر شد کمیسیون فنی و عمران شورابررسی دقیقتری انجام بدهد و مجددا بررسی شود.
پنجمین مصوبه مربوط به ایرادات مصوبات جلسات قبل شورا بود که توسط فرمانداری به شورا اعلام شد که یکی مربوط به پادگان ساری بود که مدارک و جزئیات طرح را خواسته بود و دیگری مربوط به نحوه واگذاری مدیریت طرح های شهرداری به شرکت تدبیر راه که در جلسه قبل به تصویب رسیدکه شورا به آن اصرار ورزید.
ششمین مصوبه مربوط به پیشنهاد شهرداری بود که تعمیر گاه شهرداری ساری واقع در کشتارگاه قدیم ساری را به سازمان تاکسیرانی واگذار کنند.این پیشنهاد به تصویب شورا رسیده است .لازم بذکر است اگر شهرداری بخواهد اموال خود را به سازمان های تحت پوشش شهرداری بدهد باید مراتب به تصویب شورا برسد.
هفتمینمصوبه پیش نهاد شهرداری مبنی بر فروش 40 متر ازنهر متروکه که در مجاورت یکی از مالکان بوده که با مصوبه فوق به این دلیل که کار کارشناسی نشده است رای به برگشت به کمیسیون شورا داده شدلازم بذکر است چنانچه کوچه یا خیابان یا نهر های سطح شهر بصورت متروکه درایندو دستگاه های ذیربط مانند ابیاری و امور اداری انرا مطروکه اعلام کنند ان ملک متعلق به شهرداری می باشد. اگر مالکین متعددی داشته باشد باید مزائده برگزار شود و گرنه با تصویبشورای شهر به مالک مجاور فروخته می شود.
هشتمین مصوبه پیشنهاد شهرداری برای کمک به یکی از پهلوانان شهر به مبلغ ده میلیون تومان بوده که بخاطر اینکه ردیف اعتباری ان صحیح نبوده برگشت به شهرداری داده شد و تصویب نشد.(لازم بذکر است هر پیشنهاد شهرداری برای کمک به افراد باید از محل ردیف ماده 17 باشد و کمک به موسسات عمومی از ردیف ماده 16که در این نامه ماده 16 قید شده و اشتباه است)
نهمین مصوبه .پیشنهاد شهرداری مربوط به کمک ده میلیون تومانی به هیات ناشنوایان بود که تصویب شد.
دهمین مصوبه .پیش نهاد شهرداری مربوط به کمک به تیم تکواندو بود که بعلت اینکه معلوم نبود این کمک 20 تومان به چه تیمی داده خواهد شد به شهرداری برگشت داده شد.















